«
«
پروژه سنجش روش‌های پایش علفخواران در ایران
پروژه سنجش روش‌های پایش علفخواران در ایران

پروژه سنجش روش‌های پایش علفخواران در ایران به منظور بومی کردن روش‌های استاندارد پایش علفخواران با همکاری دو جانبه سازمان حفاظت محیط زیست و موسسه حیات وحش میراث پارسیان آغاز شده‌است. در این بررسی مشاورین بین المللی نیز مشارکت مستقیم خواهند داشت. این مطالعه با در نظر گرفتن شش گونه علفخوار که شامل : قوچ و میش، کل و بز، مرال، شوکا، آهو، جبیر هستند در سه شرایط زیستگاهی مختلف کشور یعنی جنگلی، دشتی و کوهستانی به سنجش روش‌های برآورد جمعیت اقدام کرده‌است.

پروژه حاضر به سوالاتی از قبیل روش‌های برآورد جمعیت و در ادامه پایش جمعیت‌های حیات وحش و اهمیت آن ها پاسخ خواهد داد. پس از روشن شدن اهمیت آگاهی از اندازه و روند جمعیت گونه‌های مختلف در بوم سازگان‌های متنوع، روش‌های مناسب برای هریک از گونه‌ها با توجه به زیستگاه‌های متنوع در ایران بررسی و طراحی خواهد‌شد. در این مسیر از تجربیات مشابه در نقاط مختلف جهان و همچنین تجربیات داخلی استفاده و از متخصصان و کارشناسان داخلی و خارجی بهره‌جویی خواهد‌شد. در ادامه پس از سنجش صحت هر کدام از روش‌ها با اجرای آزمایشی و مقایسه با روش‌های دیگر در مناطق پایلوت، و همچنین با توجه به نظرات تخصصی، روش‌های نهایی و مناسب برای هر گونه معرفی خواهد‌شد.

علفخواران بزرگ جثه نقش حیاتی را در ساختار و عملکرد زیستگاه ایفا می‌کنند. بطوریکه، اکولوژیست‌ها از علفخواران به عنوان مهندسین اکوسیستم یاد می‌کنند. اما اکثر آنها بواسطه شکار مدیریت نشده، افزایش جمعیت انسان، تخریب زیستگاه و توسعه اقتصادی در مقیاس جهانی در معرض تهدید قرار دارند. گزارشات حاکی از آنست، که جمعیت علفخواران در اغلب مناطق حفاظت شده کشور شدیدا رو به کاهش است و فقدان روش‌های پایش استاندارد و علمی، تصمیم گیری و مدیریت منطقی حیات وحش را دشوار کرده‌است.

امروزه کاهش جمعیت‌های جانوری در دنیا به دلیل‌های گوناگون به مسئله جدی تبدیل شده است. بنابراین شناسایی، پایش، برآورد اندازه و ساختارهای پویایی جمعیت و رمز گشایی علل کاهش آنها بسیار حیاتی است و جزو اولویت‌های مدیریتی محسوب می‌شود. اما بدون در اختیار داشتن اطلاعات جمعیتی که زیر بنای مدیریت صحیح و موثر حیات وحش می‌باشد، عملا نوعی مدیریت گمراه کننده در انتظار مدیران خواهد بود. اگر چه تغییر نوع گونه هدف، شرایط زیستگاهی، بودجه و اهداف مدیریتی می‌تواند دقت برآورد اندازه جمعیت را تحت‌الشعاع قرار دهد. به عنوان مثال، برخی از روش‌های استاندارد برآورد جمعیت در دنیا عملا نمی‌توانند به دلیل عدم انطباق فرضیات روش‌ها و همچنین پایین بودن تراکم جانواران برای برخی از مناطق مورد استفاده قرار گیرد. بنابراین، زیست شناسان حفاظت کوشش می‌کنند تا روش‌های معمول را با در نظر گرفتن نحوه  توزیع گونه‌ها و شرایط زیستگاهی موجود مورد آزمون قرار دهند تا روشهای مناسب و سازگار را برای مدیران حیات وحش فراهم کنند. کشور ایران با داشتن دشت‌های وسیع، علفزارها، مناطق کوهستانی و جنگلی ناهموار، منزلگاه بسیار مناسبی برای انواع زیادی از تاکسون‌ها و به ویژه پستانداران بزرگ جثه محسوب می‌شود. اگر چه، این قلمرو پهناور در مقایسه با کشورهای اروپایی بکر و دست نخورده به نظر می‌رسد اما با این وجود زیستگاه‌های کشور شاهد دو حادثه انقراض گونه‌های بزرگ جثه (شیر و ببر) در دهه‌های گذشته بوده که به واسطه شکار بی رویه و نا آگاهانه و فقدان روش‌های استاندارد سنجش جانوران اتفاق افتاده است.

خوب است بدانیم که در سال ۱۳۹۰ موسسه حیات وحش میراث پارسیان مطالعه‌ای ارزشمند با عنوان “حفاظت از پلنگ ایرانی در پارک ملی گلستان” را آغاز کرد. همانطور که اشاره شد، اولین گام برای رسیدن به پله حفاظت، داشتن درک درست از جمعیت گونه هدف است. در نتیجه جمعیت در حال انقراض پلنگ ایرانی با استفاده از روش دوربین تله‌ای بدست آمد. اما بقای این گوشتخوار درجه یک با حفظ چه منابعی و با چه فرکانسی قابل تضمین است؟ و عوامل تهدید آن چیست؟ به منظور پاسخ دادن به این سوالات چندین مطالعه در غالب دکترای تخصصی و کارشناسی ارشد (در دانشگاه گوتینگن آلمان) تعریف شده است. تا کنون نتایج بسیار ارزشمندی از برآورد طعمه‌های (قوچ و میش اوریال، کل و بز، گراز وحشی، مرال، شوکا) گونه پلنگ در پارک ملی گلستان بدست آمده است که در پروژه حاضر از نتایج مورد نظر استفاده شده‌است.

Share This: